محمد رضا واليزاده معجزى
26
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
كسانى كه بدعت اخير را با دعاوى غرورآميز خود [ در ] تناقض مىبينند بدشمنى برخواهند خاست . ضمنا از زمزمههايى كه با تجديد سازمان قشون و ايجاد ارتشى به سبك ارتشهاى اروپائى در گوشه و كنار بلند شده بود ، خبر داشت . زيرا عدهاى از صاحبان قدرت نظامى با اين رفورم نفوذ خود را از دست مىدادند و زمام امور لشكريان بدست شاه مىافتاد . فتحعلى شاه از بدخواهى بزرگان مملكت نسبت به عباس ميرزا باخبر بود چون وليعهد ايران واحدهاى ارتش را دائما از شهرى به شهر ديگر منتقل مىكرد تا به اين ترتيب از فساد و تباهى لشگريان جلوگيرى كند . از اينرو با وليعهد با كمال مدارا رفتار مىكرد . فتحعلى شاه وقتى ديد متانت او هر دم مايه افزايش گستاخى پسرش محمد على ميرزا مىگردد و شاهزاده سخنان نرم و ملايم پدر را كه به منزله عذرخواهى از اين عمل بود ، با جسارت جواب مىدهد ، قيافه جدى به خود گرفته و گفت : « اراده شخصى من به انجام اين مهم تعلق گرفته و كسى را نمىرسد كه به تصميمات من اعتراض نمايد و شما كه پسر ارشد من مىباشيد ناچاريد كه امر مرا اطاعت كنيد » ضمنا خاطرنشان ساخت كه مادر محمد على ميرزا زن صيغهاى بيش نيست درحالىكه عباس ميرزا از سوى مادر هم به خانواده قاجار مىرسد و چون نظر بر اين است كه سلطنت در خانواده قاجار برقرار بماند و بهطور موروثى به شاهزادگانى كه از بطن شاهزاده خانمهاى قاجارند ، منتقل گردد لذا شما حق اعتراض به اين عمل را نداريد . محمد على ميرزا كه قبلا موافقت برخى از بزرگان ايران را جلب كرده بود ، با غرور و نخوت مخصوص به خود گفت : « من شجاعت را از پدر ارث بردهام نه از مادر . هرگاه احقاق حق نشود ، با همان شجاعت حقوق از دست رفته را بازخواهم گرفت . قانون به نفع من حكومت مىكند و هركس نقض قانون كند با تخت و تاج خود بازى كرده است . » آنگاه دست به قبضه شمشير برد و با بىباكى گفت : « حال كه شما نمىفهميد كه چه مىكنيد . حال كه رفتار شما چون پيرزنان مكارانه است . شمشير ما بين ما حكم شده و از حقوق من دفاع خواهد كرد . » فتحعلى شاه كه از اين بيانات گستاخانه و اهانتآميز فرزند بر سر خشم آمده بود ، فرمان داد كه همان دم محمد على ميرزا را توقيف سازند ولى قدرى دير شده بود زيرا شاهزاده پس از ايراد اين سخنان به اتفاق دسته اسكورت برگزيدهء خويش شتابان راه كرمانشاه مركز ايالت عراقين را در پيش گرفته و رفته بود .